ادوارد سوم نخستين شاهي بود كه شخصاً به تجارت زغال‌سنگ تاين علاقه‌مند شد. وي‌ اجازه داد كه عرضه و مقياس زغال‌سنگ با كيل باشد، يعني در مقياسي نسبتاً بزرگ‌. (كيل‌ نوعي كشتي مخصوص تاين بود با ته پهن و مسطح‌، كه براي سنگين‌ترين بار با كمترين‌ مقدار آبخور طراحي شده بود.) معادن در آن هنگام‌، به‌صورت چاه‌هاي عمودي و دهليزهاي‌ افقي در بالاي زهكشي طبيعي بود.
ولي در اين پيش‌رفت نبايد مبالغه كرد. تجارت زغال‌سنگ‌، اگر هم از لحاظ سده‌هاي ميانه‌ وسيع بود، در مقايسه با توسعه‌ٴ بعدي آن (پايان سده‌ٴ هفدهم و بعد از آن‌)، سخت ناچيز بود. صادرات از نيوكاسل در فاصله‌ٴ سال‌هاي 1375 تا 1515، بين 4000 تا 7000 تُن متغير بود و در پايان آن چندان بيش از آغازش نبود. واردات زغال‌سنگ نيوكاسل به لندن هم در فاصله‌ٴ جلوس‌ ادوارد دوم (1307)، و پايان سده‌ٴ شانزدهم چندان افزايشي نيافت‌، چون تعداد پيمانه‌هاي زغال‌ كه براي اندازه‌گيري بار تخليه شده در كنار رود تيمز وجود داشت‌، به همان تعداد باقي ماند. صادرات زغال‌سنگ بيشتر به‌وسيله‌ٴ كشتي‌هاي خارجي صورت مي‌گرفت كه داراي كارگران‌ نورمان‌، برتاني‌، گاسكون و فلاندري بودند. اين كشتي‌ها كالاي خارجي به انگلستان مي‌آوردند و در بازگشت زغال‌سنگ مي‌بردند.
سرزمين ليژ هم به‌تدريج يك چنين اعتباري به‌دست آورد، چندان‌كه شهر قديمي ويژگي‌ كليسايي‌اش را از دست داده و به‌صورت مركز صنعتي درآمده بود، كه به گرداگردش معادن و آهنگري‌ها قرار داشت‌. در حالي كه فلاندر به‌خاطر فراواني پشم مركز پارچه‌بافي بود، ليژ به شهر آهنگران تبديل شده بود و بيش از پيش‌، آن آهنگران به توپ‌ريزي مي‌پرداختند. صنف آهنگر بر همه‌ٴ اصناف پيشي گرفته بود. صنعت سريع‌الرشد ساختن سلاح‌هاي آتشين به تغيير سيماي شهر كمك كرد، زيرا اين تغيير چنان عميق و بالنسبه سريع بود كه در سده‌ٴ پانزدهم‌، نوعي انقلاب‌ صنعتي پديد آمد. صنعت چنان گسترش يافت كه پيوسته نيروي كار تازه‌اي به شهر آورده مي‌شد و در آغاز سده‌ٴ پانزدهم‌، تعداد خارجيان بيش از اهالي خود شهر بود.
پيرنه (در ص 288 كتابش به‌نام تاريخ بلژيك‌) مدعي است كارگران زغال‌سنگ آلمان در ليژ تربيت شده بودند؛ اين امر ممكن است‌، ولي از قديم در آلمان مراكز استخراج زغال‌سنگ وجود داشت و ممكن است بسياري از آلماني‌ها به‌عنوان استادكار به ليژ آمده باشند، هم‌چنان‌كه‌ به‌عنوان كارآموز. به‌علاوه‌، آلماني‌ها به انگلستان مهاجرت مي‌كردند. هرمان آلماني (1314)، و توماس آلماني (1324)، را قبلاً ذكر كرديم‌؛ در سال 1359 تيلمان كلني در معادن سرب آستون در يوركشاير كار مي‌كرد.
عمده‌ترين كار متالورژي استخراج آهن از كانه از طريق ذوب بود. قبلاً، كوره‌هاي بلند را كه در نامُور (1340) و ليژ (پيش از سال 1400) به كار مي‌رفت‌، ذكر كرديم و اين را كه اين اختراع از ليژ